عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 81
طبقات الصوفية ( فارسي )
زمان خويش 73 و وقتى كه در گزارش حال او مىگويد « در ايام من بوده » از اين جملهى او بوى تفاخر به مشام مىرسد ، همچنانكه از بازگفتن حكايت نياوردن سلمى نام او را در طبقات و نقل گفتهى ابو العباس قصاب در اين مورد كه گفت « پس هيچچيز نكرده » نوعى اعتراض آميخته با نقد بر اين غفلت عبد الرحمن سلمى ، دانسته مىشود . غير از مشايخى كه ذكر آنان گذشت در طبقات الصوفية سه تن ديگر از مشايخ كه خواجه عبد اللّه بر سر مقامات و بناى آن از آنها حكايت مىكرده است نام برده شده است : « شيخ الاسلام ، قدس اللّه روحه ، در مقامات خود از كس حكايت نكند مگر بر سر مقامات و بناى آن ازين سه چهار تن : خضر عليه السلام و ديگر ذو النون مصرى و بو عبيد بسرى و بو بكر كتانى رحمهم اللّه » 74 . ذو النون مصرى ذو النون شاگرد مالك بن انس بوده و موطا را از خود او سماع كرده است . در تصوف مرتبهى او بدان جايگاه است كه همهى مشايخ نسبت و اضافت به او كردهاند . وى اولين كسى است كه از تصوف سخن گفته و اشارات را به عبارت آورده است 75 . او گفته است : سه سفر كردم و سه علم آوردم : اول علمى آوردم كه خاص و عام بپذيرفت و بار ديگر علمى آوردم كه خاص قبول كرد و عام قبول نكرد و در سفر سديگر علمى آوردم كه نه خاص پذيرفت و نه عام . خواجه عبد اللّه اين سه علم را به ترتيب علم توبت ، علم معاملت و علم خصوصى و حقيقت مىداند و سبب انكار و طرد ذو النون را تا پايان عمر سخن گفتن از علم سوم ، چرا كه درك آن علم نه در توان مردم بود و نه به طاقت علم و عقل ؛ و سفر او را نه سفر به قدم بلكه سفر به همم مىداند 76 . سخن ذو النون در مورد اين سه علم يادآور سخن شمس تبريزى است در مورد سه خط !